تبليغاتX
طايفه يوسفي

قالب پرشین بلاگ


طايفه يوسفي
طايفه يوسفي
در شهر ليكك ایل بزرگ یوسفی که از لحاظ جمعیا بیش 12هزار نفر جمعیت در شهرستان بهمئی را دارند.

در شهرستان بهمئي مناطقي وجود درد كه طايفه يوسفي در آنجا سكونت دارد از اين جمله مناطق مي توان به سرآسیاب یوسفی اشاره كرد .

دهستانی است از توابع بخش بهمیی گرمسیری شهرستان بهمیی در استان کهگیلویه وبویراحمد 

براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵٬۱۴۵ نفر (۱٬۰۲۱ خانوار) بوده‌است.

سلام آباد یوسفی:  اسلام آباد منطقه ای است که بیش از ده حلقه چاه نفتی دارد ومردم ان از با فرهنگ ترین مردم این شهرستان هستند.

روستای اسلام آباد شهرستان بهمئی قبلا جزء حوزه استحفاظی رامهرمز خوزستان بود.در شانزده کیلومتری لیکک و35کیلومتری امیدیه وآغاجاری قرار دارد .مردم این روستا همگی شیعه وبه ائمه اطهار اعتقاد خاصی دارند . در سال 1365 از لحاظ تقسیمات کشوری بدون رضایت اهای در حوزه تقسیمات کهگیلویه وبویراحمد قرار گرفت . با جمعیتی بالغ بر چهارصد نفر در حوزه نفتی کرنج -پارسی قرار دارد.

تنگ سروک:  یکی از اثار مهم تاریخی کشور است. در امتداد جنوب غربی رشته ارتفاعات زاگرس با جهت شمال غربی به جنوب شرقی که جلگه پست و همواره خوزستان را از فلات ایران جدا می نمایند در این منطقه دره های متعدد و فراوانی به موازات همدیگر وجود دارند که یکی از این دره های سرسبز و مرتفع (تنگ) سروک است که در دامنه کویر خاییز در جنوب غربی این استان قرار دارد. در اين منطقه از ديرباز طايفه يوسفي سكونت داشته است .





[ دوشنبه 1390/06/07 ] [ 2:42 ] [ سامان ]

تنگ سولك (سروك)

تنگ سولك (سروك) يكي از شكافهاي طبيعي كوه بنگستان درميان قلل حاتم و مشته درسلسله زاگرس در فاصله 10كيلومتري شرق شهر ليكك مركز شهرستان بهمئي ازتوابع استان كهكيلويه و بويراحمد مي باشد. وجه تسميه نامگذاري اين تنگ بنام سولك(1) بعلت وجود سروهاي (زربين) كوهي فراواني است كه در نقاط مختلف تنگ پراكنده وزيبايي خاصي به طبيعت سحرانگيز و دلنواز منطقه داده است.در فارسنامه ناصری از تنگ سولک بنام گردونه سروهای کوچک نام برده شده است.  اين تنگه بعلت موقعيت استراتژيكي در ادوار مختلف تاريخ مورد استفاده حكام دولتي ومحلي قرار مي گرفته است. ارتفاع آن از سطح دريا درپايين ترين نقطه 900ودربالاترين نقطه 1634مترمي باشدعرض دهانه ورودي آن حدود150متر وقسمت بالاي تنگه بيش از4كيلو متر تخمين زده مي شود. وهمچون اكثرتنگه ها حالت قيفي دارد . دسترسي به تنگه از دو طريق امكان پذير است . يك راه ورودي از مسير پايين كه بعد از طي مسافت ده كيلومتري از شهر ليكك ، دوراهي گچ بلند ، گودبن و ورود به جاده خاكي منتهي به دهانه تنگه مي باشد. مسير ديگر بعداز گردنه ماغر از ابتداي پل ورودي به تنگ مني ازسمت راست و واردشدن به جاده خاكي بعداز طي مسافت حدود 1.5كيلومتري ورسيدن به دهانه بالاي تنگه معرف به گور بخیل.

درورودي پاييني تنگه، آثار قديمي يك جاده باستاني وجود دارد كه از سمت ارجان (50كيلومتري) واز قسمت تشان وپشت تاوه وارد تنگه مي شود . در ابتدا، قسمت پايين جاده رو به سمت دره وپرتگاهها ، ديوارهاي سنگي باارتفاعهاي مختلف از50سانتي متر تا1.5متري ساخته شده است . وعرض جاده هم متفاوت واز 1.5تا بعضي جاها به4متر ميرسد.

ازحدوددويست متر در مدخل تنگ از ابتداي سينه كش صخره اي بلند كه  صعب العبور مي باشد،جاده سنگ فرش زيبايي ساخته شده است كه عرض آن 1تا3.5مترمي باشد وتاحدود 700متري ادامه دارد.

این جاده سنگ باستانی که به جاده شاهی معروف می باشد بنا به گفته گرشمن ودیگر محققین راه ارتباطی و ترانزیتی بین خلیج فارس،خوزستان و اصفهان که مهمترین و بزرگترین مناطق ایران باستان می یاشند، بود. 

در وسط تنگه درميان دوكوه دره اي عميق مشهود است كه در سمت چپ (شمالي) آن از پاي كمركش كوه تا لب دره آثار ديوار سنگي قديمي وجود دارد . واز بالاي صخره اي كه كمركش آن جاده سنگ فرش درست شده است ، ديوار سنگي كه مشخص است ارتفاع زيادي داشته وآثاري از محل ديده باني ، جان پناه واستراحت محافظين و نگهبانان در بالاي صخره ودر پاي كوه سمت چپ وجود دارد . ازظواهر امر پيداست كه دراين نقطه عبور ومرور كاملا تحت كنترل ومحافظت بوده است . وديده باني وحراست صورت مي گرفته است .

با توجه به قرائن و موقعیت استراتزیکی و آثار تاریخی موجود و اعتقاد به اینکه یک چوپان لیکیائی بر اثر شکنجه توسط لشکریان اسکندر ، راه مخفی را به مقدونیها نشان داده است ، شایدمحل حمله آریوبرزن سردار بزرگ ایرانی در همین تنگه باشد .چون معروف است که شاهراه هخامنشیها و محل عبور کارونهای تجاری و تجهیزات نظامی و آهن مورد نیاز  ارتش هخامنشی بوده است.

جاده سنگ چين و سنگ فرش ازميان منطقه اي سنگلاخي ، تند و پرپيچ وخم به درون تنگه ادامه مي يابد .

در درون تنگه تا كنون 6 قطعه سنگ نقش برجسته (سنگ نگاره) باستاني با نقوش بسيار زيبا پيدا شده است كه توسط باستان شناسان ايراني وخارجي زيادي از جمله بارون دوبد(۱۸۴۱م)،احتشام الدوله والی فارس(۱۸۵۳م)،فرصت الدوله، هنينگ ،ميرزاحسن فسايي،گيرشمن فرانسوي،اشتاين مجاري(۱۹۳۶م)،احمد اقتداري ،دووال(۱۹۷۲و۱۹۷۳م)و .... موردبازديد و مطالعه قرار گرفته اند.دقیق ترین مطالعه توسط لوٍئی واندنبرگ باستان شناس شهیر بلزیکی و کلاوس شیپمن آلمانی(۱۹۶۲و۱۹۷۵م) صورت گرفته است که نتیجه مطالعات آنها در کتاب ارزشمند نقوش برجسته منطقه الیمایی در دوران اشکانی به تفصیل شرح داده شده است. اين نقش برجسته ها را مربوط به دوران شاهزادگان مستقل اليمايي(اليمائيس) دراواخر حكومت سلوكي ها واوايل سلسله اشكانيان مي دانند .قدمت آنها را از سال ۷۵تا299بعداز ميلاد دانسته اند.این نقوش برجسته  در سال۱۸۴۱میلادی توسط بارون دوبد (سیاح روسی)تشخیص داده شده اند و اولین بار توسط الستین در کتاب موسوم به جاده های قدیم ایران غربی منتشر گردیده اند .

در سال۱۹۵۲هنینگ این نقوش و کتیبه های مربوطه رابا استفاده از عکسهای ارسالی آقای رستمی عکاس اداره باستان شناسی ایران، با دقت مورد مطالغه قرار داده است .وی در ترجمه یکی از کتیبه ها آورده است که "این است تصویر ارد ذر حال تاجگذاری"(با توجه به کتیبه های تنگ سروک و سکه ها،بسیاری از شاهان الیمائی از آغاز دوره مسیحیت  به نام "ارد"خوانده می شدند) و فرد دراز کشیده بر روی تخت را" ارد چهارم و یا پنجم" میداند.

برخی از محققین این نقوش را مربوط به  مهرداد اول پادشاه اشکانی و یک شاهزاده الیمائی (شاهزاده نشین مستقل)می دانند.اليمائيد يا اليمائيس به ساكنان غير سامي (ايراني) ساكنان عيلام مي گفته اند.

 نقوش برجسته تنگ سولک در سال ۱۳۱۶به شماره ۳۰۰در آثار ملی کشور بعنوان اولین اثر ملی استان به ثبت رسیده است.   محققین تنگ سروک را محل محراب خدایان کهن و عبادتگاه شکوهمند اقوام عیلامی می دانند.بارون دوبد در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان می نویسد"چه بسا پای در خاکی نهاده ام که زمانی وقف آناهیتا یا میلیتای ایزد بانو بوده است و الیمائیهای باستان در اعصار گذشته در همین جا مراسم مذهبی و شعائر دینی را در باغستانهای مقدس آن بر گذار می کرده اند . به نظرم رسید وجود سروستان در این مکان تاییدی است بر این واقعیت و مهری است بر این پندار .                                                                                                                                                 سنگ شماره ۱ در 700متري ورودي تنگه مي باشد .ارتفاع صخره ۳.۷۵وطول آن۱.۶۵متر می باشد. اولين نماي سنگ كه در قسمت شمال غربي آن قراردارد نقش دو نفر حجاري شده است كه بصورت ايستاده دستهاي راست خود را روبه بالا نشانه گرفته اند . يكي ازآنها پايينتر قرارگرفته وديگري برروي سكو ايستاده است . در سمت چپ ،روی سکوی اول، فرد اول که احتمالا کاهن میباشد روبروی محرابی(یا آتشدان) ایستاده است . این محراب روی پایه ای قرار گرفته است.در سمت راست فرد دوم که از مقامات میباشد پشت سر و پائین تر از کاهن حجاری شده است.بنظر می رسد  در دستهای راست آنها که بسمت بالا بلند شده است دو شئ (پیاله،جعبه،بخور یا شئ دیگری)وجود دارد. سمت چپ کلاه فرد دوم کتببه ای در دو خط حک شده است که فقط دو حرف آن را می توان تشخیص داد.

اشاره اين نقشها ميتواند دلايل گوناگوني داشته باشد . مثلا اشاره به سمت بالا و نشان دادن محل استقرار پادشاه  يا اشاره به محل استقرار   پادگان نظامي ، يا محل مقدسي كه مورد پرستش آنها قرارميگرفته ، يامحل نگهداري  اموال و گنجينه ها كه معمولا در زمان باستان در مناطق كوهستاني، امن ويا در زير خاك نگهداري مي كردند ويامحل مسكوني ويا حتي راهنماي جاده ارتباطي مي تواند باشد .لباس آنها مربوط به عهد اشكاني مي باشد.

در وجه بعدي سنگ كه كه رو به شمال  است يك نفرحجاري شده كه در دست چپ وي چوب(گرز) يا شمشير وبرروي دستش پارچه اي آويزان است و بازوی دست راستش را به پهلویش چسبانده و احتمالا نیزه بلندی در دست دارد.به نظر می رسد موهایش در هاله ای از نور قرار دارد.طبق نظر دووال این نقش مربوط به هراکلس - ورثرغنه در حالت برهنه  می باشد(هراکلس خدای یونانی و ورثرغنه خدای ایرانی بوده اند).حفره ای مربع شکل به ابعاد ۱۶در۷سانتی متر زیر ساعد راست هراکلس - ورثرغنه وجود دارد که احتمالا جایگاه جمع آوری نذورات است و  شاید اشاره به استودانهای حفر شده بر روی صخره ها در درون تنگه باشد.

 درروي وجه سوم سنگ كه در سمت مشرق سنگ قرار دارد نقش دو نفربا تمام قامت  حجاري گرديده كه در دستان چپ هر دوي آنها رو به بالا دو شي قراردارد شايد دو شي مقدس ويا دو شعله جهت راهنمايي ونشان دادن راه ومسير . جسمی مخروطی شکل (احتمالا معبد یا آتشدان)  در قسمت بالا بین دو نفر قرار گرفته است.

 بنا به نظر واندنبرگ و شیپمن نقش برجسته دیواره شمال غربی اولین صخره نشان دهنده ادای نذر شاهزاده "ارد" به وسیله کاهنی به خدای هراکلس - ورثرغنه می باشد.

   

                                                                                                                                  

  سنگهاي دوم وسوم به فاصله حدودا  1.5كيلومتري سنگ اول در مسير جاده داخل تنگ قرار دارند. دراطراف اين سنگها درختهاي بلوط نماي دلنوازي به منطقه داده اند . بر دو وجه شمال شرقي  وشمال غربي سنگ شماره (2)(مهمترین سنگ حفاری شده) نقوش متعددي حجاري شده اند.ارتفاع این صخره ۸.۶متر وطول گوشه شمال شرقی ۶.۷متر وطول شمال غربی ۶متر می باشد.در سمت شمال شرقی  فردي برروي تخت منگوله داری  دراز كشيده كه احتمالا پادشاه مي باشد. اين نقش تكيه بربالش داده ودردست راستش حلقه اي قرار دارد كه در واقع حلقه قدرت مي باشد .ودر دست چپش که بر روی سینه قرار داده است پیاله ای می باشد.  اين فرد كلاهي برسر و موهايش از دو طرف بر روي شانه هايش آويزان مي باشند . در پايين تخت دو قطعه عقاب و یک قطعه مرغ بهشتی (شانه به سر) حجاري شده اند. در پشت سر وكنار تخت يك نفر ايستاده ، يك دستش برسينه ودست ديگرش را پشت تخت پادشاه قرار داده است . روبروي تخت پادشاه  دونفر ، که هر دو  دست چپشان را بر روی سینه قرار داده و پیاله در دست دارند و در دست راست فرد سمت چپ نیزه بلند و در دست فرد سمت راست چوب یا عصای بلندی مشاهده می شود ،حجاری شده اند   بر روی نیمکت منگوله داری نشسته اند . هر دو دارای موهای بلند وتاجی برسر دارند که تاج فرد سمت راست دارای یازده شعاع می باشد.

هنینگ این صحنه را اعطای منصب به ارد(ورد) میداند. چرا که او نیم تاجی را که نشانه تاج گذاری است به فرماندهان تحت حکومتش نشان می دهد.

سیریگ معتقد است این صحنه ، خدای اهورا مزدا -بعل(فرد ایستاده) رانشان می دهد که در حضور دو خدای دیگر :آناهیتا-آتناو میترا-هلیوس ،مقام شاهی را به ارد می بخشد . این دو خدا که پیاله هایی در دست دارند در ضیافت شاه شرکت کرده اند.

گیرشمن عقیده دارد این تابلو ارد را نشان می دهد که از سوی میترا - آناهیتا و با حمایت جدش که دستش را روی شانه او گذاشته است ،به مقام شاهی می رسد.

فن گال بر این عقیده است که شاه لمیده بر تخت، فره وشی او را همراهی می کند (شخص سمت راست) نشانه سلطنت را از دو الهه آرتمیس و آتنا می گیرد.

مالکوم کالج ،اشتاین،گیرشمن ، سیریگ،دانتسر،دووال،فن گال، فرای ،شیپمن،واندنبرگ، سه نفر اطراف تخت را از خدایان یا مقدسین در حال اعطاء منصب به ورد می دانند، فقط هارماتا که فرد دراز کشیده را نه پادشاه بلکه یک والی محلی می داند.

در سمت راست تخت فردی استاده است که تاجی در سر داشته و در دست چپ  گرز یا بادبزنی در نگه داشته و دست راستش را بر روی شانه های فرد لمیده بر تخت قرار داده است  . عده ای از محققین  وی را از خدایات و در حال اعطاء منصب به پادشاه میدانند و عده ای معتقدند او جد پادشاه و شاید از فرماندهان یا ندیمه ویا محافظ پاذشاه باشد.

هانسمن دو فرد نشسته را به ترتیب ،خدای خورشید و الهه آتنا می داند و فرد ایستاده در سمت راست را خدای آسمان"بعل"معرفی می کند.

واندنبرگ و شیپمن این صحنه را اعطاء منصب شاهی به شاهزاده "ارد"با اهداء نیم تاجی توسط دو قدرت مذکر و مونث می دانند که شاهزاده در حال نشان دادن آن به سپاهیان خود می باشد.  

 در پایین این تابلو، تابلوی دیگری وجود دارد که سه نفر استاده در آن نقش شده اند که احتمالا از محافظین مراسم اعطاء منصب می باشند.

در سمت راست این وجه سنگ، تابلوئی درست شده که یا کتیبه بوده ویا اینکه کار آن ناتمام مانده است .  

 در سمت چپ سنگ يك كتيبه كه به خط باستاني اشكاني ترسيم گرديده وجود دارد.

 در قسمت شمال غربي سنگ ، نقش معبد يا پرستشگاهي ديده مي شود كه بر روي دو سكو يا دو طبقه قرارگرفته و به دور گنبد آن پارچه بزرگي پيچيده شده است . نقش فردي(احتمالا شاهزاده ارد) بحالت احترام يك دست بر سينه وبا دست ديگر در حال اشاره به محل معبد و يا پرستشگاه ودر حال شکرگذاری نقش بسته است. او تاجی مخروطی  شکل بر سر دارد و بر خلاف بیشتر افراد حجاری شده چهره اش خوب حفظ شده و تخریب نگردیده است.کتیبه ای در پنج خط زیر پایه مهراب حکاکی شده است و کتیبه دیگری نیز در دو خط بالای نقش شاهزاده حک گردیده است.

بسیاری از نویسندگان همچون هنینگ و سیریگ و اشلومبرزه این سنگ را یک سنگ مقدس می دانند.

در سطح شمال غربی سنگ تابلوئی حک شده که در آن نه نفر حجاری شده اند نفرات اول و دوم سمت راست بر روی چهار پایه نشسته اند و در دست نفر اول عصایی دیده می شوند بنظر می رسد که این دو نفر زن باشند. و بعد از آنها شش نفر ایستاده که پنج نفرشان ،هر دو دست خود را بر روی سینه قرار داده اند و فرد ششم دست راستش به طرف فرد نشسته  بر روی تخت که احتمالا شاهزاده می باشد دراز کرده است .  بر روی دسته تخت یا صندلی شاهزاده مهراب کوچکی (آتشدان)دیده می شود .به عقیده هنینگ فرد نشسته در سمت راست، شاه "ابرباسی" است.همچنین وی معتقد است فرد اول نشسته از سمت چپ احتمالا "بلدوشاه"کاهن بزرگ یا وزیر ابرباسی می باشد.

 

تابلوی میانی که زیر تابلوی نه نفری درست شده است متشکل از چهار فرد بزرگسال و دو کودک می باشد که همگی دست راست خود را رو به بالا گرفته اند و در دست کودک سمت راست شئ نامعلومی قرار دارد. 

در قسمت  غربي سنگ سواري برروي اسب در حال جنگيدن با يك حيوان وحشي (شيریا خرس) ديده ميشود .

در صحنه پائینی سنگ فردی(شاهزاده ای) را در حال خفه کردن یک حیوان وحشی (خرس یا شیر) حکاکی شده است.

در سمت شمال سنگ شماره (۲) آنطرف جاده ، سنگ شماره (3) قرار دارد كه متاسفانه بعلت شرايط جوي و ضعيف بودن جنس سنگ حدود نصف پوسته حجاري شده سنگ، ريزش و تخريب گرديده است .ارتفاع این سنگ حدود ۶متر و طول آن حدود ۷.۵متر می باشد. قسمت باقيمانده سنگ نگاره، سواري را در حالت جنگي(جنگ سواران)  نشان مي دهد كه از سمت بالا و پشت سر يك نفر با تيروكمان ويك نفر باسنگ  اورامورد حمله قرار داده اند و در پشت اسب یک نفر در حال سرنگون شدن حجاری شده است که احتمالا توسط فرد سوار براسب سرنگون گردیده است.فرد سوار ، همچون دیگر نقشهای موجود بر روی صخره های تنگه دارای موهای بلند و پر پشت میباشد . هم فرد و هم اسب او مجهز به زره بوده ،جعبه تیردان ار زین اسب آویزان وسوار با نیزه بلندی در حال حمله به افرادی در روبرو می باشد که بعلت تخریب آن قسمت سنگ مشخص نمی باشند. این تابلو پیروزی بر دشمنان را نشان می دهد.قسمت ریزش کرده سنگ هنوز در پایین سنگ موجود و می شود آنها را منظم و مورد مطاله قرار داد . البته بنا بگفته یکی ار محققین بخشی از سنگ که حاوی نقش یک سرباز بود توسط وی به موزه لوور فرانسه انتقال یافته است.

حدود ۶متر بالاتر از سنگ دوم صخره دیگری وجود دارد(سنگ شماره ۴) که بر روی آن چند نقش از جمله دختر بچه ، زن ،اسب و کره اسب و جوی آب حجاری شده ولی تا کنون مطالعه ای روی آنها صورت نگرفته و قدمت تاریخی و اهمییت �

[ یکشنبه 1390/06/06 ] [ 3:12 ] [ سامان ]
با سلام خدمت دوستان میخوام بگم که در چند وبلاگ دیدم که طايفه یوسفی را جزء طایفه بهمئی گفته شده است که این یک انحراف تاریخی است و اسناد موجود ثابت کرده این ایل خود به تنهایی و مستقل بوده و یوسف یکی از برادران بهمن می باشد .

[ شنبه 1390/02/24 ] [ 19:14 ] [ سامان ]
ايل (طايفه) يوسفى
اين طايفه از بازماندگان فرزند بابوجمان نياى بزرگ ايلات طيبى و بهمئى مى‌باشند. 'ناحيه ايل يوسفى از ليراوى کوه ـ از قديم تا سال ۱۲۵۶ هـ.ق که ميرزا منصورخان بهبهانى وفات يافت نزديک به هفتصد خانه بودند، و در حوالى تنگ سروک و ماغر که دوازده فرسخ ميانه مغرب و شمال بهبهان است قشلاق داشتند و در نزديک 'برم المان' يعنى درياچهٔ المان که در اصل از ناحيهٔ رون است ييلاق داشتند و چندى است پراکنده در اکناف بصره و عربستان گشته‌اند، هفتاد و هشتاد خانوار ديگر از آنها باقى است.' فارسنامهٔ ناصري.
طايفهٔ يوسفى قبل از استقلال ايلات طيبى و بهمئى در حوالى تنگ ليراو و کما واقع در منطقهٔ ديشموک زندگى مى‌کردند و مانند ايلات کوچ‌رو در دنبال يافتن مراتع بودند، پس از اقامتى طولانى در منطقهٔ ايلي، کرائى‌ها به‌مناسبت ضعف و پراکندگى آنان، محل طايفهٔ دينار (دين‌يار) کرائى را منصرف شدند و آنان را طى زد و خوردهاى طولانى وادار به مهاجرت به منطقهٔ تاشان و قراء مال شيخ و مال ملاى کرائى طيبى کردند و خود جانشين آنها شدند.
يوسفى‌ها در اوايل و اواسط سلطنت قاجاريه ايلى بزرگ بودند و از آن پس بر اثر فشار مالياتى و اختلاف با عشاير و ايلات طيبى و بهمئى که مدعى الحاق آنان به ايلات خود بودند، متدرجاً متوارى شدند و به‌صورت ايل کوچکى درآمدند اما با استقامت استقلال قومى خود را حفظ کردند و داراى کلانترانى بودند.
[ شنبه 1390/02/24 ] [ 19:10 ] [ سامان ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام سامان هستم23 ساله دانشجوي كارشناسي مهندسي شيمي از روستاهاي اطراف بهبهان در اين وبلاگ مطالبي درباره طايفه يوسفي و همچنين تاريخچه انها مورد بررسي قرار مي دهم
امکانات وب